دکتر حبیب الله پیمان

وبسایت شخصی

نموداری از یک زندگی

در شیراز متولد شدم . دوران کودکی با تمام شیطنت ها و بازی گوشی های خاص این دوره یکسره در آغوش خانواده بهره مند از مراقبت های عاشقانه  مادری مهربان وبا ایمان و پدری آرام ، عارف  مسلک و آزاد منش  سپری شد . در نوجوانی با نهضت خداپرستان سوسیالیست آشنا شدم. آرمانهای ملی، آزادیخواهانه و عدالت جویانه و به ویژه منش اخلاقی و انسانی شان برای اکثر جوانان نوجوانان آن روزگار جذاب بود.مشاهده فقر و محرومیت اکثریت مردم و در کنارش وجود  یک اقلیت مرفه و بی درد، بیشتر جوانان هم سن و سال مرا که آن  ایام بیش از چهارده سال نداشتم مجذوب آرمانهای عدالتخواهانه می کرد .  در همین سال همراه بادیگر یاران گروه  به جریان عظیم نهضت ملی کردن صنعت نفت پیوستم.   تجارب تلخ و شیرین مبارزه برای آزادی ، عدالت و استقلال ملی در آمیزش با  آموزه ها ی فکری ، اجتماعی اخلاقی خداپرستان سوسیالیست ، خطوط اصلی نگرش مرا نسبت به خویشتن و جهان و چشم انداز آینده و همچنین  مسئولیتها و طرح کلی مسیر و مشی زندگی ام را رقم زد.

با وقوع کودتا علیه  دولت ملی دکتر مصدق ، مرا نیز همانند صدها نفر دیگر   از فعالان نهضت ملی  و حامیان  دکتر مصدق راهی زندان در قلعه کریم خانی کردند . سال آخر دبیرستان را در زندان خواندم و همان سال در کنکور سراسری  پزشکی شرکت کردم . بعد از قبولی به تعدادی از ما که سابقه زندان داشتیم اجازه ثبت نام در دانشکده پزشکی شیراز ندادند ناگزیر در رشته دندانپزشکی دانشگاه تهران اسم نوشتم. دوران دانشجویی ام با فعالیت در حزب مردم ایران (نهضت خداپرستان سوسیالیست ، نهضت مقاومت ملی و سپس جبهه ملی دوم و سوم سپری شد .

از مرداد سال 32 .به بعد شرایط سیاسی جامعه به کلی تغییر کرد  اختناق شدیدی حاکم شده بود به طوری که تا سال 46 هر دو سال یک با ر و هر بار بین چند ماه تا چند سال را  به خاطر فعالیتهای سیاسی در حزب ، نهضت مقاومت و جبهه ملی بازداشت شدم و در حبس  و زندان بسر بردم. پس از فراغت از تحصیل  در رشته دندانپزشکی ، در دوره کارشناسی ارشد رشته تازه تاسیس جامعه شناسی دانشگاه تهران ثبت نام و این دوره را نیز به پایان رساندم .

تحصیل در جامعه شناسی، افقهای مطالعاتی تازه ای به رویم گشود و مرا با دیدگاه های نو جامعه شناختی و سیاسی و روشهای  پژوهش در علوم انسانی و مسائل اجتماعی  آشنا نمود. برای من  و بسیاری دیگر از مبارزان آن دوره ، زندان مانند مدرسه ای بود برای آموختن و تبادل تجارب مبارزاتی و مطالعه.برای همین هم در زندان همیشه  وقت کم می آوردیم.در سال 42 به اتفاق عزیز ترین  دوست و همفکر م  دکتر کاظم  سامی  و جمع دیگری از دوستان جوان  ، جنبش آزادی بخش  مردم ایران ( جاما)  را با مشی مبارزه انقلابی  پی ریختیم. اما دو سال بعد ، به دنبال  لو رفتن هویت تعدادی از فعالان  جنبش ،من و دکتر سامی و بعضی دیگر از دوستان دستگیر و به زندان و حبس محکوم شدیم . در سال 46 و پس از آزادی از زندان به دنبال تحصیلات تکمیلی در رشته بهداشت عمومی و جمعیت، به تحقیق و تدریس (غیر رسمی) در رشته جامعه شناسی پزشکی و اکولوژی انسانی در دانشکده های پزشکی و بهداشت دانشگاه تهران مشغول شدم. از این پس مطالعه و تحقیق، با هدف آشنایی هر چه بیشتر با تاریخ تحولات اجتماعی، اندیشه ها، نظریه ها و مکتبهای مدرن برای فهم بهتر مسائل جامعه ایران و یافتن راههای موثر اصلاح و تغییرات اجتماعی،  در کنار ادای مسئولیتهای اجتماعی به عمده ترین اشتغال فکری و مبارزاتی ام تبدیل شد. این مطالعات را با کار جدی تر روی قرآن همراه کردم تا در پرتو نظریه های مدرن و طرح پرسشهای جدید در برابر آموزه های وحیانی، به پاسخها یی  برای  حل مسایل جهان معاصر و نظریه هایی متناسب با  اقتضائات  فرهنگی و اجتماعی جامعه ایران با رویکرد نوسازی و توسعه درون زا،  دسترسی پیدا کنم. پیش از این در سال 39 تا 40 دو رساله یکی با عنوان ایران در آستانه یک تحول اجتماعی و دیگری " دو اصل از سوسیالیسمِ مردم ایران تدوین و انتشار داده بودم.

اما از سالهای آغازین دهه پنجاه  کار پژوهش و نگارش در مسایل اجتماعی و نظری و تاریخی را با جدیت بیشتری دنبال کردم که حاصل آن تا پیروزی انقلاب، چندین کتاب و رساله پیرامون تاریخ تحلیلی اسلام، فلسفه تاریخ، کار و مالکیت و سرمایه در اسلام، مسائل گذار از سوسیالیسم، و بررسی مبانی هستی شناختی و مسئولیتهای اجتماعی انسان بود. در این سالها ارتباط و همکاری نزدیک با دوستان فعال و گروههای انقلابی را حفظ کرده بودم . ساواک که قبلا تدریس مرا در دانشگاه ممنوع کرده بود سرانجام در سا ل 51 مدیریت دانشگاه را وادار به اخراج من نمود

در سال پنجاه و شش به کمک جمعی از دوستان فعال ملی و مذهبی جنبش مسلمانان (ابتدا ایران و سپس ) مبارز را پی ریختیم. حرکتی که در  حمایت مادی وتدارکاتی و معنوی و تامین نیا زهای فکری و راهبردی جنبش انقلابی مردم ایران اثر گذار بود. بعد از پیروزی انقلاب برای مدت کوتاهی با شورای انقلاب  و کمیته  تدوین اساسنامه شوراها ، به عنوان عضو همکاری کردم . اما سمت های اجرایی پیشنهادی را نپذیرفتم و به جای آن ،  فعالیت اجتماعی و سیاست ورزی  در عرصه عمومی و مطالعات نظری  و تحقیق و تدریس در  دانشگاه را بر قرار گرفتن در حوزه  قدرت سیاسی  ترجیح دادم. با این پیش فرض که پیشرفت واقعی به سوی آزادی و دموکراسی، عدالت اجتماعی و توسعه پایدار از درون جامعه و از طریق توسعه فرهنگی ، روشنگری و گفت و گوی  انتقادی در عرصه عمومی به منظور تقویت خودآگاهی و رشد خرد جمعی در جامعه ، ایجاد و گسترش نهادها ی مدنی و شوراها با هدف تقویت همبستگی های دموکراتیک و متکی بر ارزشهای اخلاقی و انسانی در درون جامعه ،انجام میگیرد و نهایتا ساختار قدرت سیاسی تحت تاثیر تغییرات در متن جامعه ، تدریجا  دموکراتیزه  و انسانی میگردد. حرکت در جهت عکس آن هرگز به نتیجه مطلوب نمیرسد. از آن زمان تا به امروز فعالیتهای فکری و عملی من در چارچوب همین راهبرد و مشی ادامه یافته است . شناخته ترین نماد فعالیتهای این دوره ،هفته نامه امت بود که به همت و پشتکار جمعی از جوانان پر شورو صمیمی به مدت دو سال انتشار یافت و همراه با  امحاء آزادی ها مجبور به توقف گردید.ولی تلاشهای فکری و عملی من ادامه یافت . حاصل تلاشهای این سالها ، مجموعه ای از رسائل در زمینه های نظری ،سیا سی ، دینی و راهبردی است . در سال هفتاد و شش در اواسط ترم با تدریس من در دانشگاه مخالفت شد و از تدریس محروم شدم و در اواخر همین سال بازنشسته ام کردند.

در سال هفتاد و نه بار دیگر دستگیر و زندانی شدم و تحت فشار قرار گرفتم تا از گذشته و حال و افکار و مشی اصلاح طلبانه ام توبه و اظهار ندامت کنم ، آزمون سختی بود که  به خیر گذشت.  در سال هشتاد و یک پس از محاکمه به نه سال حبس و ده سال ممنوعیت از حقوق مدنی محکوم شدم .و هم اکنون مانند سایر یاران و همفکرانم در شورای فعالان ملی مذهبی .، آزادی ام در قید وثیقه  است . در طی سالهای متمادی قبل و بعد از انقلاب ، دهها کتاب و رساله و مقاله و مصاحبه  تدوین کرده ام که به گمانم بعضا حاوی ایده ها و نظریه های نسبتا جدیدی بوده اند، از آن جمله اند:

  نظریه ای درباره نقش کلیدی نا امنی و جنگ و خشونت در شکل گیری دولت متمرکز و تداوم باز تولید مناسبات استبدادی در ایران

  نا امنی و بی ثباتی پایدار به عنوان ویژگی برجسته تاریخ اجتماعی و کلید فهم علل کندی و نا پیوستگی تکامل تاریخی و اجتماعی جامعه ایران

  نظریه ای درباره وحی و تمایز میان کلام الهی و کلام قرآنی

  نظریه ای درباره ثابت ها و متغیرهای دینی و چگونگی عصری کردن احکام شریعت

  نظریه تمایز استقلال دین از شریعت، نظریه تفکیک معارف قرآنی در سه بخش: 1- آموزه های  وحیانی (هستی شناختی، سنتها و نظام ارزشها)، 2- معارفی برای کمک به فهم آموزه های وحیانی، 3- احکام شریعت،

  به علاوه شرح و تفسیر تعدادی از سور قرآنی، مباحثی پیرامون اخلاق، جامعه و سیاست و مسائل راهبردی دوره گذار از انقیاد به آزادی و ...

 

در این سالها مدام با خود می اندیشم که فرصت و سرمایه عمر در حال اتمام است و اینهمه کار بر زمین مانده دارم !؟

 

حبیب الله پیمان